با استاد محمدصادق پیروز لاهیجی بیشتر آشنا شویم
هوای زمستانی کشورمان در نهم بهمن ماه ۱۴۰۴ با آسمانی شدن دکتر محمد صادق پیروز لاهیجی، استاد متخصص و جراح بیماریهای چشم زمستانیتر شد و جامعه چشمپزشکی کشور سوگوار از دست دادن حکیمی بینا و چهره ماندگار عرصه چشمپزشکی ایران شد. در این نوشتار با زندگی چشمپزشکی که با دستانش دریچههای روشنایی را بر تاریکیها میگشود، بیشتر آشنا میشویم.
استاد دکتر محمدصادق پیروز لاهیجی، چهرهای آرام، فروتن و در عین حال استوار در تاریخ پزشکی این سرزمین بود؛ مردی که عمر ۱۰۰ سالهاش را نه در شمار سالها، که در تعداد چشمهایی باید سنجید که دوباره روشنایی را دیدند و دلهایی که به دستهای او آرام شدند.
نهم بهمنماه، تنها تاریخ رفتن یک پزشک نیست؛ روزیاست که چراغی از نسل قدیم طب ایران خاموش شد، اما گرمای وجودش در جان شاگردان و بیمارانش همچنان زنده است.
او در خرداد ۱۳۰۲ در لاهیجان به دنیا آمد؛ در شهری که با عطر چای و مه و باران، صبوری و نجابت را به روح آدمی هدیه میدهد.
سالهای کودکی و نوجوانیاش در لاهیجان و رشت گذشت، همانجا که اولین جرقههای علاقهاش به علم و خدمت به مردم شکل گرفت و او را تا دانشکده پزشکی تهران رساند، جایی که در سال ۱۳۱۹ تحصیل را آغاز کرد و بعدها راهش را به تخصص چشمپزشکی گشود. دکتر پیروز، از آن جنس انسانهایی بود که به گواه تاریخ، علم را نه برای افتخار شخصی، که برای مرهم گذاشتن بر رنج دیگران میآموزند.
وی در سال ۱۳۳۷ با تخصص چشمپزشکی فارغالتحصیل شد و از همان زمان، مسیر زندگیاش با روشنی گره خورد؛ روشنایی که در اتاق عمل، در کلاس درس، در بخشهای بیمارستان و در دلهای امیدوار بیماران تکثیر میشد.
استاد پیروز در همان سال رئیس درمانگاه چشم پزشکی بیمارستان فارابی شد و در ۱۳۴۱ همین سمت را با وظایف آموزشی بر عهده گرفت. وی در سال ۱۳۴۸ به انگلستان رفت و در بیمارستان مورفیلد لندن به تحقیق و تکمیل تجربیات علمی خود پرداخت و در سال ۱۳۵۴ به سرپرستی گروه آموزشی چشمپزشکی و در سال ۱۳۵۶ به رتبه استادی رسید و در سال ۱۳۵۸ به عنوان مدیر گروه چشم پزشکی انتخاب و در سال ۱۳۶۱ عضو هیات ممیزه دانشگاه تهران شد. او در سال ۱۳۶۷ پس از ۳۷ سال و ۸ ماه کار علمی و آموزشی در بیمارستان فارابی تهران با تقاضای خود بازنشسته شد.
دکتر پیروز تنها یک جراح چیرهدست نبود؛ معلمی بود که بیش از هفت دهه، نسلهای متعددی از چشمپزشکان ایران را تربیت کرد و هر شاگردش، خود چراغی شد در گوشهای از این سرزمین بزرگ.
نام او با بیمارستان فارابی و بیمارستان امام خمینی(ره) گره خورده است؛ جایی که سالها مدیریت گروه چشمپزشکی را بر عهده داشت و تجربه، دانش و اخلاق حرفهای را در کنار هم به نمایش گذاشت.
قلب این استاد فقید در کنار طبابت و تدریس، به شکلی عمیق به مردم سرزمینش پیوند خورده بود. او بخش بزرگی از اموال و املاک خود را برای توسعه آموزش و درمان در گیلان و شهر لاهیجان_ که بسیار دوستش میداشت_ اهدا کرد؛ کاری که نشان میداد برای او، ثروت واقعی نه در آنچه اندوختهای، که در آن چیزیاست که برای دیگران به جا میگذاری، بود.
حضور فعال دکتر پیروز در کنگرهها و محافل علمی بینالمللی، نام او را به فراتر از مرزهای ایران رساند، اما او در نهایت، دلبسته همین خاک بود؛ پزشکی جهانی با دلی محلی و ریشهدار.
هر مقاله، هر سخنرانی و هر عمل جراحیاش، خشت کوچکی بود در بنای بلند و آرامی به نام «خدمت»، بنایی که فرو ریختن جسم نمیتواند آن را نابود کند. نهم بهمن، قلبی که بیش از یک قرن برای مردم تپیده بود آرام گرفت، اما روایت زندگی او در خاطرات بیماران، همکاران و شاگردانش ادامه دارد.
شاید روزی، پزشکی جوان در اتاق عمل، بیآنکه بداند، حرکتی از دستانش را تکرار کند که سالها پیش، استاد پیروز لاهیجی به او آموخته بود؛ و اینگونه بخشی از روح او همچنان در جریان زندگی حضور خواهد داشت.
برای چنین انسانی، مرگ پایان نیست؛ امتداد راهیاست که در آن، انسان، علم و مهربانی در کنار هم معنا پیدا میکنند.
یادش روشن، راهش پررهرو و نامش در تاریخ طب این سرزمین، جاودان باد.
هیات مدیره دو انجمن چشمپزشکی ایران و نیز انجمن علمی چشمپزشکی ایران بار دیگر فقدان این عزیز سفرکرده را به جامعه چشمپزشکی کشور و دوستان و بازماندگانش تسلیت میگویند.