نام کاربری :
کلمه عبور :
  
  کلمه عبور خود را فراموش کرده ام.
  عضویت در انجمن
Rss | SiteMap | English ۱۳۹۵ جمعه ۶ اسفند
   چشم پزشکان جوان
  گالری تصویری
   گالری فیلم
 دیباچه
 ارسالچاپ برگشت


  

 

  بینائی طبیعت، طبیعت نگاه

 

 آفرینش رمز و رازهای زیبای خود را دارد ، بهترین گزینه را برای هر نوع ابداع می کند، نگاه طبیعت از تطابق هم به زیبائی سود می جوید، هر پرسش از سوی ما گاه پاسخی در چند مجلد دارد ولی اکنون فقط می خواهم چند خطی از دشت و شهر بنویسم.

عقاب گفت: چشم من از بلندای آسمان جنبش جانور و جویدن جنبنده ای کوچک  را می بیند.

پلنگ گفت: این چشم من است که از دورها نخست شکار را برانداز می کند، آن گاه وجودم چون تیری از کمان زمان می جهد.

مگس گفت: چه می گویند! من حتی پشتم را نیز می توانم ببینم وگرنه این انسان دوپا نسل مرا نابود می کرد.

آهو گفت: من از دور دست دشت، گستره طبیعت را می نگرم، اگر خطری در کار نبود، مستانه می خرامم، همه از میدان دید خود گفتند اما چشمان من در کانون زیبائی، دشت و جنگل و دریاچه آرام را بازتاب می دهد، کسی که چشمانی چون من دارد به شکوه معصومیت معنا می بخشد، شاعران را عاشق و عاشقان را افسون می کند.

خفاش گفت: خوشا به حال خودم که چشمم از طبیعت دیگری است، رادار طبیعی من قوی تر از همه است.

موش کور گفت: دلم برای آدمهای نابینا می سوزد که باید با عصا راه بروند یا کسی آنها را هدایت کند.

خرگوش فقط گفت: از چشمان خود خوب نگهداری کنید، لبخندی رندانه زد و هویج خود را خورد.

  

 

مرد نابینا گفت: هنوز هم زیبائی پیراهن بنفش دخترکم را می بینم، لبخند مهربان مادرم را می بینم، آمیزه دریا و جنگل چشمان دختر همسایه ام را می نگرم که اکنون مادر فرزندان من است، نور نگاهم در دلم آشیانه کرده است، اگرچه حقیقت هم قابل انکار نیست...

 

برنامه نویسی توانا گفت: تا چند سال دیگراحتمالا" می توانید بی چشم هم کارهای تان را به گونه ای قابل پذیرش انجام دهید ولی این چشمها هستند که بدون واژگان، ازافسون عشق و کیمیای مهر و نجابت و اصالت می گویند.

 

 طنز پردازی گفت: نه طلا، نه مروارید و نه آب مروارید می خواهم، چشمانم را می خواهم تا جهان را بنگرم و لایه های خاکستری مغز و حافظه ام که دیده ها و انسان ها را، رندانه محک بزنند و ببیند انسان در کجای جهان ایستاده است و در چه راستائی گام برمی دارد، آیا می تواند امانت کیهانی و کرامت انسانی را نگاه دارد!                              

 

 

امروزهم مدير صفحه چشم پزشکان جوان گفت: براین اندیشه ایم تا با حمایت و درایت پیش کسوتان فرهيخته و شرکت مستقیم چشم پزشکان جوان ،انجمن را به پایگاهی قوي و گستره ای وسیع برای تحقق تحقیق و پژوهش و جايگاهي براي ارتباطي موثر بين جامعه چشم پزشكان تبديل نماييم  و کوشش کنیم، تحقیقاتی میدانی، بررسیهائی آرمانی، تلاشهائی انسانی، اهتمامی غیر انتفاعی و صرفاً اقتضائی را گسترش دهیم تا آن چشم پزشکانی که می خواهند اندکی از وقت گران بهای خود راصرف اعتلاي چشم پزشكي کنند ما را یاری دهند، زیرا این کار تنها با همکاری تلاش و عشقشدنی است، اگرچه این كانون متعلق به چشم پزشکان جوان است، اما نگاه دوربین ما به همیاری پیران و حکیمان این رشته است، انتظار ما این است که نگویند این کارها را برای  جوانان بگذارید که جویای نامند، ما آردمان را بیخته، الک مان را آویخته ایم!

 

درب این کانون باز و دستمان به سوی چشم  پزشکان جوان دراز است. این درایت و سخاوت شماست که پشتوانه ماست. از شما چشم پزشک جوان می خواهیم هم اکنون عضو این کانون و مهارتها و تجربتهای خود را با اعضای دیگر شریک شوید.

 

 

 

پنجره ها که باز می شود نسیم دشت ها وزیدن می گیرد، درها که باز می شود منتظر صدای پای دوستان هستیم.

  

 


 
کنگره های سالیانه